نظر علي الطالقاني
575
كاشف الأسرار ( فارسى )
شود كه حق تعالى و تمام ما سوا براى او خير محض شوند و هم اكسيرى است كه باعث شود همه از براى او شرّ محض شوند . پس هر چيزى را نسبت به انسان دهى نتوان گفت كه خير است يا شرّ ، تا دل او را بفهمى . چنانچه باران فى حدّ ذاته نه زهر است و نه گوهر ، بلى چون به قلب مار نظر كنى اكسيرى است كه باران را زهر نمايد و چون به دل صدف نگرى كيميائى است كه او را مرواريد نمايد . رود نيل براى بنى اسرائيل آب است و براى قبطى خون ، و تربت سيّد الشّهداء ( ع ) براى شيعيان شفاى هر دردى است و براى خويش و قوم هارون الرّشيد سمّ قاتل كه جميع احشاى او را بيرون آورد ، و خون مباركش دختر يهودى را شفا دهد و ران نحس ابن زياد پليد را سوراخ نمايد . پس اى عزيز اين نكته را حفظ و نوش كن و چون حلقه در گوش كن و به اصلاح دل بكوش و از وجود اشرار و تاختوتاز ايشان دلتنگ مباش و از خداى خود بدگمان مشو و بفهم كه وجود ايشان و بگير و ببند ايشان از براى تو خير محض است و از براى خودشان شرّ محض است . تنبيه ظاهر شد كه اشياء فى حدّ ذاته يا خيرند ، چون اولياى خدا ، و يا شرّند ، چون دشمنان خدا ، و لكن نسبت به تو يا همه خير محضاند يا شرّ محض . پس اشياء را نظر به ذات ايشان حكمى است و نظر به تو حكم ديگر ، بفهم چه گفتم . تنبيه [ در بيان هدايت و اضلال ] از آنچه گفتيم ظاهر شد كه معنى اضلال خدا و اغواى خدا و مكر خدا و امثال اينها چيست . يعنى بر خدا واجب بود تكليف نمودن خلق براى تكميل ، پس ارسال رسل و انزال كتب براى هدايت و تكميل است و لكن اگر تكليف نبودى بر كفّار و اشرار بحثى نبودى زيرا كه مخالفت و معصيت ، فرع تكليف و امر و نهى است . پس هدايت و تكميل از براى ارسال رسل و انزال كتب ، مقصود بالذّات و غايت اصلى است ، و اضلال و اغواء و مكر و نحو اينها ، مقصود بالعرض و غايت تبعى است . بفهم چه گفتم . تنبيه [ آشكار شدن حقيقت در عرصهء امتحان ] قال اللّه تعالى وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ